تبليغاتX
عکسهای زیبا
اینجا هوا بوی نم داره می بینی...........

چه ساده ممکن است یکدرخت تمام جهان باشد

و بیهوده به فصل های مشترک و ابرهای آویزانی منتهی نشود

و زمین همچنان و همچنان بچرخد

گاهی برای دلیل باران می بارد و ابرهای منتهی از همیشه می گذرند....

 

 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 11:22 | لینک  | 

با تو هستم!

صدای باران را می شنوی،

دانه های باران را لمس می کنی،

سرت را بالا بگیر، روح آبی ات را در فیروزه بیکران آسمان به

پرواز در بیاور...

و ترنم باران را با تمام وجود لمس کن

تا باور کنی که ...

تنها  نیستی...

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 8:35 | لینک  | 

بگذار مردم دنیا از این همه زیبایی لذت برند و شاد باشند

اما شادی من روی توست. لبخند تو.

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 8:57 | لینک  | 

توبارون که رفتی شبم زیرورو شد 

    یه بغض شکسته رفیق گلوم شد

توبارون که رفتی دل باغچه پژمرد

    تمام وجودم توی آینه خط خورد

هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره

     دلم غصه داره دلم بیقراره

نه شب عاشقانه است نه رویا قشنگه

     دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه

یه شب زیر بارون که چشمم به راهه

     میبینم که کوچه پره نور ماهه

تو ماه منی که تو بارون رسیدی

     امید منی تو شب نا امیدی.....

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 8:26 | لینک  | 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 9:37 | لینک  | 

چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو 

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس ميگويد ؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا می شنوي 

روي خندان تو را كاش كي مي ديدم 

شانه بالا زدنت را بي قيد 

و تكان دادن دستت ،

كه مهم نيست زياد٬ وتكان دادن سر 

چه كسي باور كرد جنگل جان مرا 

آتش عشق تو خاكستر كرد 

مي تواني تو به من زندگاني بخشي 

يا بگيري از من آنچه را مي بخشي

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 11:7 | لینک  | 

                                

             اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران

 بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم

اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه

گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 12:53 | لینک  | 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 21:30 | لینک  | 

گفتم به دلم شورش به پا کن

برعلیه غم جنگی به پا کن

گفتی که به غم ..عشق اشنا شد

در قصه ی عشق دل هم فدا شد

گفتم کینه را از خود جدا کن

ایینه ی دل صاف و جلا کن

گفتی که کنون بیمارو خسته ام

از معجون عشق سرشار و مستم

گفتم پس بزن با تبرو تیشه

جدا کن پایه ی نفرت زریشه

تو گفتی من کنون درگیر دردم

به جنگ با بدی مغلوب گردم

گفتم ای دل دیوانه ی من

مگو دیگرسخن هرگز تو با من

ای دل چه بهانه ها تو داری

هر بار که جویم از تو یاری....

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 10:18 | لینک  | 

پيداست غم عشق تو از رنگ نگاهم

سوگند به چشمان تو حاشا شدني نيست

بي مرحم اعجاز نگاه تو عزيزم

اين کهنه ترين زخم مداوا شدني نيست

بعد از تو نبندم دل به کس آري

عشق دگري در دل من جا شدني نيست

باور بکن اين زندگي اندر منظر من

بي منظر چشم تو زيبا شدني نيست

افسرده ترين است دلم بي تو بهارا

اين باغ خزان ديده شکوفا شدني نيست

يخ بسته وجودم ز زمستان جدايي

برف غمت از دشت دلم پاک شدني نيست

گفتم ببرم خاطره ي عشق تو از ياد

هر چند که کوشيده ام اما شدني نيست

ديريست به دنبال تو ميگردم و افسوس

اين گمشده انگار که پيدا شدني نيست...


 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 11:35 | لینک  | 

اگر در راهی که می روی ، غم را همراهت نیافتی

باید راه دیگر بجویی

که راه عشق را با بلا آمیخته اند

از کوره عشق بی درد و رنج ، طلا نخواهی یا فت

آنچه در بازار عشق حراج کرده اند ، مس است که رنگی از طلا دارد

اکسیر عشق را در کوی و برزن نفروشند

که جان دادن باید

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 10:2 | لینک  | 

 

شب سردی است و من افسرده.
راه دوری است و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.

می کنم تنها از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدمها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.

فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.

نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای این شب چه قدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟

مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است.



نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 8:1 | لینک  | 

پر از غروب شده ام  

باز کنید پنجره ها را

که آفتـــاب بروبد غبار آیینه ها را  

در این سکوت لبالب به من باده بياور 

به من که باختم امشب تمام قافیه ها را  

امید داشتم اما شتاب حادثه نگذاشت

که وقف چشم تو باشم تمام ثانیه ها را 

در این همیشه بی باده کجاست آتش فریاد

که تا همیشه بسوزد سکوت حنجره ها را

چه سرنوشت غریبی

بهار و فاصله و باغ

دلم گرفته برایت

دلم گرفته

برایت 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 7:45 | لینک  | 

هوا ابریه میبینی؟

بوی بارون همه جا رو پر کرده

دل من ابری تره

اشکام زمین دلمو پر کردند...

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 7:44 | لینک  | 

باران را دوست دارم.

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 11:5 | لینک  | 

 

شيشه پنجره را بارن شست...........

 

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 14:59 | لینک  |